خانه » داستان های عاشقانه » رمان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

در دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود رمان عاشقانه جدید قرار دادیم که در مورد فرشته یه دختر ساده ی مشهدی که دانشجو تهرانه عاشق هم دانشگاهیش میشه پسره هم بهش ابراز علاقه میکنه ولی براش شرطی میزاره که مسیر زندگی فرشته رو به کل عوض میکنه …

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

نام رمان: فرشته فرشته می شود

نویسنده : پگاه.الف 

تعداد صفحات : 964

ژانر : عاشقانه , اجتماعی

خلاصه رمان :

فرشته یه دختر ساده ی مشهدی که دانشجو تهرانه عاشق هم دانشگاهیش میشه پسره هم بهش ابراز علاقه میکنه ولی براش شرطی میزاره که مسیر زندگی فرشته رو به کل عوض میکنه

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

-مسافر های مشهد،سریع تر سوار شن…آقایون،خانوما…
ساک ورزشی سیاه رنگم را بلند کردم و به سختی از پله های ورودی اتوبوس
بالا رفتم.
-آبجی می خوای کمکت کنم؟
لبخند خجولی، به آرامی زدم و با دست آزادم چادرم را روی سرم،مرتب کردم.
هنوز هم منتظر تائیدی از طرف من بود…مثل همیشه کمی لب هام رو با زبانم
تر کردم…..و گفتم:
-مرسی…
و ساک را به دست شاگرد راننده سپردم.
در کمتر از ثانیه ای تمام اتوبوس پر از آدم های جور واجور شده بود.
با چشم دنبال صندلی ام گشتم…کنار پنجره..درست مثل همیشه …!
نگاه عده ای از افراد را با غم آشکککاری در چشککمانشککان،خیره به داهرم دوباره
دریافت کردم….

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

دوباره و دوباره…..انگار این سناریو باید هر دفعه تکرار بشه…
کفش های سبز لجنی،رنگ و رو رفته ام که هر لحظه ممکن بود درز های ترک
خورده اش باز شود،شلوار سیاهم که بر اثر زیاد پوشیدنم روشن تر شده و زانو
انداخته بود…
خدا رو شکر تنها قسمتی از لباس هایم از زیر چادر مشخص بود….
شاید واقعا منظره ای برای دیدن بود…نگاه های پر از ترحم و دل سوزی…کمی
هم تمسخر هنوز هم از رویم برداشته نشده بود…
باید بیخیال میشدم…درست مثل همیشه….

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

همیشه و همیشه….
-آبجی سوار شو دیگه..
نمیدونم چرا انقدر از شککاگرد خجالت می کشککیدم…باز هم گونه هایم گل
انداخت و سرم را پایین انداختم….
و با یک ببخشید آرام و کوتاه از کنارش گذر کردم….
همسککفرم زنی سککالخورده بود….زنی که از خاطرات جنگ و ازدواج پسککرش
برایم می گفت……
خاطراتی که شاید بینمان م شترک بوده با شند…البته منظورم جنگ بود…مگر
نه من چه نسبتی با پسرش دارم؟
انقدر حرف هایش با آن لهجه ی مشککهدی،برام شککیرین بود که گذر زمان را
نفهمیدم…..
ولی هنوز هم دلشککوره را در وجودم احسککاس میکردم…تا خودش را نمیدیدم
…مطمئن نمیشدم که خوبه…..

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

-دختر جون بیا ناهار بخور….رنگ و روت رفته…..
با لبخند آرامش بخشککش،نا خواسککته روی لب های خشککک و ترک خورده ی
منم…لبخند بی جونی نقش بست…
دستم را به علامت نه بالا بردم و به آهستگی جواب دادم:
-دستتون درد نکنه…
-این چه حرفیه؟یه لقمه کتلت که این حرف ها رو نداره.

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

-نه جدی میگم خودم غذا اوردم…بازم ممنون
و چقدر از نگاه های مشکککوک زن … در تمام دهر خجالت می کشککیدم ….
وقتی که نمی تونستم بگم “غذام کجا بود؟”
بالاخره این سفر کوتاه نیز مثل تمام هفته ها گذشت….
حمید خان راننده ای که این روز ها آشککناتر از هر غریبه ای برایم بود با خنده
گفت:
-مسافر های خوابالو پاشین که اومدین پا بوس آق
مسککافر های خوابالو پاشککین که اومدین پا بوس آقا….محتاجیم به دعا…ما رو
یادتون نره..
از لحن محکم و مردانه اش خوشم می آمد…سیبیل های کوتاه اما پر پشت که
پشکت لبش تاب گرفته بودند…لنگی که از زمانی که یادم میاید پشکت گردنش
آویزان شککده بود و موهای فر کوتاه سککیاه ….. چهره ای که بی شککباهت به مرد
های لوتی قدیم تهران نبود…

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

تا خوا ستم از جایم بلند شوم،همان شاگرد حمید خان بالا سرم قرار گرفت و
بی توجه به نگاه های خیره ی زن گفت:
-آبجی اوستا گفتن شما وایستید…باهاتون کار دارن…
مدیون حمید خان بودم…مدیون مردونگیش…!
بی هیچ حرفی …رفتن همان آدم هایی که بعد گذراندن هر شکهر صکلوات می
فرستادند و تماشا می کردم….
شکاگرد حمید خان همه ی مسکافر ها رو سکریع تر از هر زمانی بیرون کرد و به
خود حمید خان اشاره ای کرد”که من هنوز اینجا هستم”

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

ترس به دلم افتاد،من و دو مرد تنها …در یک اتوبوس…با شیشه های دودی؟
و آدم هایی که ناگهان به طور عجیبی از اطراف اتوبوس ناپدید شده بودند…
ناخودآگاه چادرم را دور خودم پیچیدم و دسته ی چمدان را سفت گرفتم…
-ترسیدی؟
همین حرف برایم کافی بود که بغض گلویم به لرزش در بیاورد و هر لحظه
امکان شکستنش را می دادم….
هنوز هم خاطره اش در یادم تکرار می شد…حالا حرف از ترس می زند؟
روی صندلی دور تر نشست و گفت:
-فر شته خجالت بکش…من هم سن پدرتم….نا سلامتی من و پدرت رزمنده
بودیم…پشت یه سنگر از خاکمون دفاع می کردیم…به خاطر ناموسامون خون
میدادیم….حالا بیایم به همون ناموس ها دست درازی بکنیم؟
با شرمندگی به چشم های کبود و تسبیح سبز رنگش ، که میان انگشت هایش
پیچیده بود خیره شدم….

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

-باز که از ترس قرمز شدی دخترم…
موهای پریشانم که به خاطر اضطرابم نبسته بودمشان را از زیر چادر کنار زدم و
گفتم:
-نه حمید خان،از خودم خجالت می کشم که…
حرف هایم را خوردم….که چی؟ فرشککته قبول بکن مردی که از بچگی برات
حکم عمو رو داشت زیر سوال بردی….

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

دانلود رایگان رمان فرشته فرشته می شود

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

 

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است