خانه » داستان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان قرار انتقام

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

در دانلود رایگان رمان قرار انتقام رمان عشقانه زیبای برای شما قرار دادیم که در مورد یک دختر تنها یک پسر زخم خورده هر دو پلیس همراه میشوند با هم در راهی که مسیرش مشخص نیست و اما عشق و عشق جای دارد در این راه تاریک عشق میان 2 پلیس …

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

نام رمان: قرار انتقام

نویسنده : صبا سادات جمالی 

تعداد صفحات : 470

ژانر :  پلیسی –عاشقانه

خلاصه رمان :

در مورد یک دختر تنها یک پسر زخم خورده هر دو پلیس همراه میشوند با هم در راهی که مسیرش مشخص نیست و اما عشق و عشق جای دارد در این راه تاریک عشق میان 2 پلیس …

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

10 صفحه نخست این رمان را با هم می خونیم :

داشتم یواشکی از ساختمون میومدم بیرون که یه نفر از پشت بازومو گرفت
-هی خانوم کجا با این عجله
به پ شت بر گ شتم زل زدم به اون -وای خاک به سرم تو که زنی په چرا صدات
مردونست
-کی گفته من زنم
-خدا من بکشه از این دوجنسه هایی
-چرا داری مزخرف میگی
-پس حتما از این اوا خواهر هایی
-ببین دختره خفشووو چقدر حرف میزنی بگو اینجا چیکار میکردی حالا چی
میخوای
به پشت سرش اشاره کردمو گفتم :اونو میخوام
وقتی به پشت سرش برگشت با اسلحم که موقع حرف زدن از تو کمرم در اورده
بودم کوبیدم تو گردنش یه ااخ اروم گفت و بی هوش شوود خدایی شووبیه دخترا
بودا موهای خرمایی بلند چ شمای بزرگ ع سلی و دماغ عملی ابروها بردا شته
لامصب اگه دختر میشد کلی خواستگار داشت
-ستوان داری چیکار میکنی بیا بیرون
-اومدم اومدم

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

صدای بیسیم گوشم زیاد بود باید کمش کنم
قرار انتقام 5
رفتم و رفتم تا رسیدم به دیوار باغ شروع کردم ازش بالا رفتم
وقتی به سوورش رسوویدم پریدم اونور تا دوتا کوچه که ماشووین اداره اونجا بود
تقریبا دو ماراتون رفتم
به ون که رسوویدم تو گوشووی اعلام کردم سووعیدی در رو برام باز کرد رفتم تو یه
سلام نظامی دادمو رو یکی از صندلی ها نشستم
سرگرد-چیشد ؟؟
-چی چیشد؟
-بچه کوکب خانوم خب عملیات دیگه
-اها اونو میگید
-نه پس چراغونی پارسال و میگم
-عه مگه شما هم بودید
-کجا؟؟
-چراغونی پارسال دیگه
-رزا سر به سر من نزار ها من مافوقتم
-ببین دانیال نزار به عمو بگم با من چه جوری حرف میزنی ها
-چیه باز دوباره علیرضا رو انداختی وسط
-اولا بی ادب باباته علیرضا چیه دوما اره دوست دارم از عمو جونم مایع بزارم
-اره دیگه اگه بچه نبودی
با صدای سرفه سعیدی حرفش نصفه موند
سعیدی-قربان رسیدیم اداره بهتر بقیه بحث و داخل انجام بدید
از ون پیاده شدمو به سمت اداره رفتم

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

بع ضی ها با دیدنمون احترام میزا شتن بع ضی ها هم نه به اتاق سرهنگ رفتیم
دوتایی سلام نظامی دادیم
سرهنگ- خب به کجا رسیدید
-قربان ستوان رادکان به خونه نفوذ کرد فکر نکن چیز زیادی فهمیده با شه. و با
یه نیش خند زل زد به من
کانگورو صبر کن یه حالی ازت بگیرم
سرهنگ -رادکان چی فهمیدی
-به عرضووتون برسووونم که 15 تا محافظ دارند به غیر از 5 نفرشووون بقیه خیلی
درشت اندام هستند دور تا دور حیاط جلویی دوربین هست ولی خوشبختانه
اتاق کنترل دوربین ها توی حیاطه که خیلی راحت میشووه از کار انداختشووون
حیاط پشووتی فقط 2 تا دوربین داره که کنج چپ حیاط رو پوشووش نمیده تمام
ا سناد مهم توی زیر زمینه چون 4 تا محافظ اونجان در مورد خونه 6 خدمتکار
زن و 7 خدمتکار مرد محمودی و پسرش شهرام تو این خونه رفت و امد دارند
اونجوری که فهمیدم این خونه فقط برای مذاکرسوت و سوود دیگه ایی نداره از
تمام حیاط محافظا و خدمتکار ها عکس گرفته شده

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

و انگشترمو در اوردم تحویل سرهنگ دادم بعد برگشتم سمت دانیال اروم گفتم
: خوردی هسته شو تف کن
سرهنگ بعد از دیدن عکسا رو به من کرد و گفت خب حالا نظرت چیه
دانیال زودتر از من گفت : به نظر من امشب حمله کنیم
قرار انتقام 7
سرهنگ-چرا
دانیال-چون مدارکو به دست بیاریم
-نه اتفاقا باید صبر کنیم
دانیال-چرا
شیطونه میگفت بگم چون چه چسبیده به را
-چون من 14 تا میکرفون تو سر تا سر خونه و باغ کار گذاشتم باید صبر کنیم
تا یکی از مذاکرات صورت بگیره و تا شاید بتونیم اطلاعاتی مثل محل تبادل
اجناس رو بفهمیم چون فکر نکنیم چیز زیادی بدسووت بیاریم با شووبیخون به
اون خونه فقط خرج جابه جایی رو دستشون میزاریم
سرهنگ – ستوان راست میگه سرهنگ بهتره عجله نکنیم راستی یه خبر خوب
برای تو سرگرد

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

-چی قربان
-تو یه ماموریت باید بری اهواز چون فهمیدیم هم کشووتی روندن بلدی هم
زبان عربیت خوبه باید بری اونجا و از این ماموریت کنار گذاشته میشی همون
طور که میخواستی بیا این پرونده ماموریت جدیدت
دانیال -اما سرهنگ من خواستم ستوان توی ای پرونده نباشند نه خودم
-چییی میخواستی من نباشم چرا اون وقت
سرهنگ-این تصمیمیه که گرفته شده بهتره بگی چشم و راهی بشی
و سرگرد موحد در این پرونده به ما کمک میکنند ای شون قرار پس فردا به اینجا
منتقل میشن
از اتاق سرهنگ اومدیم بیرون دانیال و میگی از شدت حرص مثل لبووووو

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

اخه حیف که زمستون نیست واگرنه میزاشتمش تو گاری دستی میفروختمش
-شنیدی میگن چاه نکن بهر کسی اول خودت بعدا کسی
دانیال – خب که چی
-میخوا ستی منو بیرون کنی حالا خودت با تیپا پرت شدی بیرون میگن هوای
اهواز تو تابستون معرکه است ایشالله خوش بگذره پسر عمو
دانیال لبو تبدیل میشود به دانیال بادمجون جوننننننننن حرص بخور اره بخور
اخی روانم شاد شد

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

همون جور که میرفتم بیرون گفتم من دارم میرم خونه خودم نمی یام خونه عمو
سلام برسون میخواستم زود تر فرار کنم میدونستم الان نیش میزنه لامصب
بعد میزنه جوری که تا عمق وجودو میسوزونه
دانیال-دم در اوردی عمو عمو میکنی بچه تو گورت کجاست که کفنت باشه تا
جایی که من میدونم عمو به برادر پدر میگن می شه بپر سم بابات کو که عموت
باشه
زد بلاخ
ره نیششو زد

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

راسووت میگه بابام کو مامانم کو یه لبخند تلخ روی لبم شووکل گرفت چی بگم
حرف راست که جواب نداشت سرمو انداختم پایین از اداره خارج شدم سوار
206 مهسا شدمو به طرف خونه مهسا راه افتادم دلم نمی خواست امشب تنها
قرار انتقام 9
باشم خونه خودم که نه در اصل خونه ادرینا که یه دونگش مال من بود امشب
خالی بود چون ادرینا اصفهان پزشکی میخوند
لام صب قلبم تیر میک شید خیلی سعی کردم ا شکم نریزه ولی انگار لج کرده
بود
اشووکام دونه دونه پایین میومدو اسوومونم همراهیم میکرد کاش میفهمید زخم
زدن به یه بچه یتیم یعنی چی
کاش میفهمید به روی یه دختر تنهایی و بی کس و کاری شو اوردن یعنی چی
کاش میفهمید به یاد یه دختر اوردن جسد غرق در خون پدرشو وقتی از پله ها
پرت میشد یعنی چی
اخه خدااااااااااااااا

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

ساعت 4 صبح بودو خیابونا خلوت ماشینو یه گوشه پارک کردمو از ماشین پیدا
شودم چه شوب های بارونی که با بابا محمدم قدم میزدم ولی یواشوکی چون
اون مسعودیه رذل شب قدم زدنو ممنوع کرده بود
بابا مامان قول میدم انتقامتونو بگیرم قول میدم
ساعت 6 بود که به خونه مه سا ر سیدم میدون ستم کلاس داره دی شب قبل از
عملیات خونش بودم
زنگو زدم در رو برام باز کرد عاشق خونش بودم یه هال بزرگ یه اتاق مطالعه
بعد یه راه رو که ختم می شد به ا شپز خونه راه پله سرویس بهدا شتی که میرفت
پایین اتاقا طبقه پایین بود دوتا

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

اتاق و در اخر یه سرویس حمام
از پله ها رفتم پایین تو اتاقش نشسته بودو داشت ارایش میکرد ساعت 8 کلاس
داشت ولی بخاطر ارایشش این موقع بیدار میشد
من اگه جاش بودم تا خود 7:30 میخوابیدم
سوییچ ماشینو گرفتم سمتشو گفتم -بیا این ماشینت
مهسا- سلامتو خوردی بچه
-اخ ببخشید سلام ننه بزرگ نمیخوای سوییچو بگیری دستم شکست
-نه باشه دستت حوصله رانندگی ندارم میخوام با اژانس برم
-اره دیگهه پول داریه
-هه پول بابا دیگه

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

-اره خب مگه بده
-نه کجاش بده فقط بجای بابا باید بگم کیف پول من بابای پول دار ندارم یه
کیف پر پول دارم
خب بیخی تا من لباس میپوشم برو صبحانه بخور دیشب که سر شام رفتی تو
اداره شما هم که قحطیه از لبا ساتم معلومه باز جو گرفتت زیر بارون قدم زدی
پس گشنته بعدم بخواب من تا ظهر کلاس دارم نهار میگیرم میام
خمیازه ایی کشوویدم گفتم چیزی نمیخورم فعلا فقط میخوام بخوابم فردا هم
مرخصی ام برنامه بزار بریم یه جا حوصلم سر رفته
-خوبه تو تو اوج هیجانی حوصلتم سر میره ما چی بگیم باشه برو بخواب
قرار انتقام 

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

غرق خواب بودم که یه لحظه احساس کردم بالا تنم زلزله شده همزمان صدای
اوارم میومد ولی بیشتر شبیهه وز وز بود یکم گوشامو تیز کردم
مهسا – هی خرس هی پاندا کنفوکار پاشو از دیشب چیزی نخوردی ها پاشو
خوابالو میمیری ها الووو رزا رزی رزالییی هوی باتو ام
-باشه باشه ولم کن از بس تکونم دادی حالت تهو گرفتم
-پاشو یه چیزی بخور بریم ددر دودور کلی برنامه چیدم
-باشه
بلند شدم رفتم دستو صورتمو شستم یه سری کارای دیگه اومدم بیرون
مهسا-اون تو چیکار میکردی یه ساعت
-کلی بگم یا جزی

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

-نمیخواد کلی رو که میدونم جزی هم که صداش اومد بیا نهار بخور
-چی گرفتی
-مگه فرقی هم میکنه مفت باشه کوفت باشه دیگه
-اصلا نمیخورم
-گمشو بابا شوخی کردم میدونستم ماهیچه دوست داری باقالي پلو با ماهیچه
گرفتم
-برو گمشووو من کی گفتم از اینا دوسووت دارم بدم نمی یاد ولی اونجوری که
خیلی دوست داشته باشم نه
-میدونم من خودم دوست دارم بخور یخ کرد

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

بعد از خوردن غذا پاشدیم حاضر شدیم از در خونه که اومدیم بیرون همسایه
مهسا هم همزمان با اون حیوان وحشتناکش اومد بیرون وااای من میترسم
خیلی نا محسوس خودمو کشیدم پشت مهسا
مهسا-سلام خانوم رضایی خوبید
رضایی-سلام مهسا جان خوبی دختر
-سلام
رضایی-سلام عزیزم
مهسا -جایی میری رضایی -اره میخوام برم دنی رو
بگردونم
مهسا -بله پس بفرمایید

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

و با دستش به اسانسور اشاره کرد
-چیزه مهسا من ناهار سنگین خوردم از پله ها میام
با گفتن این حرف مثل فشنگ حمله کردم سمت پله ها
اخه من نمی دونم یه سگ و اونم به این گندگی میخواد چیکار اصلا واسه چی
سگ نگه میدارن که مثلا مواظبشون باشه والله اینا که به درد هیچی نمی خورن
فقط بلدن صدا در بیارن باز یه سودی دا شته با شن دلت نمی سوزه اخه یعنی
چی میگیری بغلت اه اه فکر کن لیست میزنه وای حالم بد شد
مهسا – اگه غرغرات تموم شد باید بگم تو میترسی به بقیه چیکار داری
قرار انتقام 

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

همونجور که با چشوومای بزرگ به مهسووا نگاه میکردم متوجه شوودم 6 طبقه رو
اصلا نفهمیدم چه جوری اومدم از بس حرص خوردم
-کی گفته من میترسم یه پلیس از هیچی نمی ترسه از هیچی متوجه ایی
-بله خواهر پسر شجاع بیا بریم دیر شد
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم
-حالا کجا میخواییم بریم
-میریم اول استخر بعدم کافه تمشک با سونیا و یلدا قرار داریم
-استخر خوب عزیزم من موهامو چیکار کنم
-میدونم برات کلاه محکم برداشووتم موهات معلوم نشووه احمقی دیگه من اگه
مو

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

های تو رو داشتم به همه نشون میدادم نه اینکه قایمشون کنم
-میدونی که دلایل خودمو دارم
یه ذره چپ چپ نگاهم کردو بعد به راهش ادامه داد
رفتم توی فکر یادمه همیشووه بابام میگفت عاشووق موهامه میگفت بار اول که
مامانو دیده عاشق موهاش شده میگفت بابا بزرگ هم اول عاشق موهای مامان
بزرگ شوووده بابام میگفت من کلی موهای طلایی دیدم که برق میزننو حتی
بعضووی از موهایی که طبیعی مش دارند ولی هیچ وقت موی مشووکی مثل
موهای مامانت منو دیوونه نکرد
هیچ وقت نزاشتم موهاشو رنگ کنه

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

دانلود رایگان رمان قرار انتقام

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

دانلود رمان عاشقانه قرار انتقام,رمان عاشقانه قرار انتقام, رمان قرار انتقام رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور قرار انتقام, رمان عاشقانه صحنه دار قرار انتقام, رمان عاشقانه ایرانی قرار انتقام, رمان عاشقانه کوتاه قرار انتقام, رمان عاشقانه ۹۸ia قرار انتقام, رمان عاشقانه خارجی قرار انتقام, رمان عاشقانه پلیسی قرار انتقام, رمان عاشقانه دانلود قرار انتقام, قرار انتقام,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان قرار انتقام,دانلود رمان قرار انتقام برای موبایل,عکس شخصیت های رمان قرار انتقام,دانلود رمان قرار انتقام apk,دانلود رمان قرار انتقام لاو نود وهشت,رمان قرار انتقام قسمت اول,دانلود رمان قرار انتقام نسخه apk,دانلود رمان قرار انتقام apk,رمان قرار انتقام قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان های صبا سادات جمالی

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است