خانه » داستان های عاشقانه » رمان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

در دانلود رایگان رمان چشم های جادویی رمان عاشقانه زیبای دیگری را برای شما عزیزان آماده کردیم که در مورد داستانی از تبار عشق،عشقی پاک،عشقی که با یک نگاه شروع شد،با یک جفت چشم،چشم هایی عسلی رنگ،چشم هایی که جادویش قلبی را ویران کرد،و به سرزمین مقدس عشق برد…

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

نام رمان :چشم های جادویی

نویسنده :  Parisa78

تعداد صفحات : 66

ژانر : عاشقانه

نسخه کامل جایگزین شد

خلاصه رمان :

داستانی از تبار عشق،عشقی پاک،عشقی که با یک نگاه شروع شد،با یک جفت چشم،چشم هایی عسلی رنگ،چشم هایی که جادویش قلبی را ویران کرد،و به سرزمین مقدس عشق برد…

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

قسمت های ابتدایی این رمان را با هم می خونیم:

حسنی نگو بلا بگو..تنبل تنبلا بگو..موی بلند..روی سیاه..ناخن دراز..واه و واه و واه… ای خداااااا باز این آرمین گوشی منو دست
کاری کرد..آخرش من از دست این بچه سر به کوه و بیابون میذارم..
این دیگه کیه اول صبحی…گوشیمو ک دیگه داشت خودشو تیکه پاره میکرد ور داشتم ببینم کدوم بیشعوری منو از خواب ناز بیدار کرده ک
بلهههههه طبق معمول خروس بی محل…دکمه ی اتصال رو زدمو همونجوری ک رو تخت دراز کشیده بودم جواب دادم:هاااااا چیه باز اول
صبحی؟؟؟؟تو خواب و خوراک نداااااری نه؟؟؟؟مردی؟؟؟؟جواب بده دیگهههههه.. چتهههه بابا آروم –
یواش…دودیقه زبون به دهن بگیر خووو…یه نگا به ساعت انداختی اصن خرس گنده؟؟؟؟ساعت از یازده هم گذشته..خیر سرمون امروز با شرکت

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

ایران پایا قرار داریم اون وقت تو کپه مرگتو گذاشتی غرهم میزنیییی؟؟؟؟ وااااای پژمان بدبخت شدم زود تر نمیتونستی –
بگی؟؟؟؟
یه نگا به ساعتم انداختم و زدم تو سرم..پژمانم اونور خط یه سره غر میزد که آقا طلب کارم هستن وحالا بیا و خوبی کن و این چرت و
پرتا…گوشیو روش قطع کردم تا کمتر زر بزنه. پریدم سر کمد لباسام.یه دست کت و شلوار شیک انتخاب کردم و همین که میخواستم بپوشم یهو
در با صدای وحشتناااکی باز شد…رسماً سکته کردم…آرمین با دست وصورت شکلاتی وارد اتاق شد و جیغ کشید:آروییییییین چرا بیدار شدی
خودم میخواستم بیدارت کنممممممممم… گودزیلا..دستمو گذاشتم رو گوشمو مثل خودش با داد گفتم:آرمین سرم رفت ساکت شو
دیگه بچه… آرمین دستشو زد به کمرش:سر من داد نکشااا مامان گفت بیام بیدارت کنم لنگه ظهره خیر سرت رییس
شرکتی…
باچشمای از کاسه در اومده داشتم نگاش میکردم…این بچه چه رویی داره…داشت از در میرفت بیرون که منم دوباره مثل خودش دستمو گذاشتم

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

رو کمرم:واستا ببینم تو باز زنگ گوشی منو دست کاری کردی؟؟؟ یه لبخند دندون نما زدو سرشو به نشونه ی اره
تکون داد…خندم گرفت..چقدر این بچه شیطوونه الحق که گودزیلاست..رفتم جلو طبق عادت همیشگیم لپشو کشیدم و گفتم بدو تا
نکشتمت…لبخندش شدت گرفتو با هیجان جیغ زدو دویید تو اتاقش..مامانم سرشو از آشپزخونه بیرون آورد:سلام پسرم بیدار شدی؟ پ
ن پ هنوز خوابم اینم روحمه که دارین میبینین…بروش لبخند زدم:سلام بر مادر گرام..صبح عالی متعالی..
صبح تو هم بخیر آروین جان..بیا مادر..بیا صبحونتو بخور ای جان صبحونه..وای که چقدر گرسنم بود..داشتم –
میرفتم سرمیز صبحونه که گوشیم زنگ خورد..حسنی نگو بلا بگو….پووووف یادم باشه در اولین فرصت صدای زنگشو عوض کنم…اول خواستم

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

بی خیال شمو به صبحونم برسم ولی نظرم عوض شد..شاید یکی کار واجب داشته باشه…همین که صفحه ی گوشیم رو دیدم چشمام شد قد
توپ پینگ پونگ…پژمان..شرکت..قرار..ایران پایاااااا..یا حضرت بدبخت شدم..دکمه اتصال و زدم و بدون اینکه به پژمان محلت حرف زدن بدم
با عجله گفتم:اومدم اومدم..پنج دیقه دیگه اونجام…بعدم سریع گوشیو قطع کردمو دوییدم سمت اتاقم که لباسامو بپوشم…
بعد ازچند دقیقه لباس پوشیده و شیک رفتم جلو آینه..با ادکلن خوش عطرم دوش گرفتم و بعد از خداحافظی بااهل خونه رفتم تو پارکینگ ودر
خونه رو باعجله باز کردم.بدجوری استرس داشتم.خدایا یه امروزو به خیر بگذرون قول میدم از این به بعد زود از خواب بیدار شم…
207 خوشگلمو با سرعت از پارکینگ آوردم بیرون طوری که صدای کشیده شدن لاستیکا روی خیابون با صدای فجیعی بلند شد..به این صدای

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

گوش خراش توجهی نکردم و مثل جت پریدم پایین و در خونه رو بستم..دویدم سمت ماشین و بعد از نشستن تو ماشین پامو گذاشتم رو پدال
گازو با تمام قدرت فشار دادم..اگه همه چی خراب شه بیچاره میشم..
واای دیگه بدبختی از این بالاتر عایا؟؟این ترافیکو حالا کجای دلم بذارم..اینقدر این ماشینا بوق زدن,انقدر من بوق زدم که بالاخره بعد از بیست
دقیقه از ترافیک لعنتی عبور کردم.. همین که رسیدم جلوی شرکت با چنان شتابی از ماشین پیاده شدم که مار کبری هم
برای گرفتن طعمش نمیگرفت.. سوییچ ماشینو زدمو رفتم داخل..ای لعنت به این آسانسور که همیشه ی خدا پره..به اجبار
از راه پله ها رفتم..نفسم داشت بند میومد.یه ذره راه نبود که..چهااارطبقه مگه الکیه..خلاصه به هر بدبختی بود بالاخره نفس نفس زنان رسیدم

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

جلوی در شرکتمون..همین که خواستم دستگیره رو بکشم در باز شدو من رخ زیبای آقای کاشفی رو که از زور عصبانیت اخماش حسااابی تو هم
بودو مشاهده کردم.همین که منو دید با خشم کنترل شده ای تقریبأ غرید:به به آقای سعادت بالاخره تشریف آوردین؟؟نیازی نبود به خودتون
زحمت بدین ما دیگه داشتیم رفع زحمت میکردیم.
بعدم یه نگاه به مدیر برنامه ش آقای صبوری انداخت و با همون لحن گفت: بریم آقای صبوری.. پژمان از پشت
سرشون هی اشاره میزد که نذار برن و با چشماش واسم شاخ و شونه میکشید..جلوی آقای کاشفی ایستادمو زل زدم تو چشماش:آقای کاشفی

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

یه لحظه صبر کنین.چرا اینقدر جوش میزنید.من فقط یه مشکلی واسم پیش اومده بود وگرنه آقای اسکندری در جریانن که من چه آدم خوش
قولی هستم.بفرمایید داخل مطمئن باشید ضررنمیکنید.. اخمای کاشفی کم کم باز شدو نفسشو محکم فرستاد بیرون:خیلی

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

دانلود رایگان رمان چشم های جادویی

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

دانلود رمان عاشقانه چشم های جادویی,رمان عاشقانه چشم های جادویی, رمان چشم های جادویی رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور چشم های جادویی, رمان عاشقانه صحنه دار چشم های جادویی, رمان عاشقانه ایرانی چشم های جادویی, رمان عاشقانه کوتاه چشم های جادویی, رمان عاشقانه ۹۸ia چشم های جادویی, رمان عاشقانه خارجی چشم های جادویی, رمان عاشقانه پلیسی چشم های جادویی, رمان عاشقانه دانلود چشم های جادویی, چشم های جادویی,رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه, رمان, رمان خانه, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه صحنه دار, رمان عاشقانه ایرانی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه ۹۸ia, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه پلیسی, رمان عاشقانه دانلود, رمان چشم های جادویی ,دانلود رمان چشم های جادویی برای موبایل,عکس شخصیت های رمان چشم های جادویی,دانلود رمان چشم های جادویی apk,دانلود رمان چشم های جادویی لاو98,رمان چشم های جادویی قسمت اول,دانلود رمان چشم های جادویی نسخه apk,دانلود رمان چشم های جادویی apk,رمان چشم های جادویی قسمت اخر, رمان,رمان نودهشتیا,رمان های زیبا و خواندنی,رمان معشوقه ۱۶ ساله,رمان اشتباه شیرین,رمان مستانه عشق,سایت باغ رمان,رمان شام مهتاب,دانلود رمان جدید نودهشتیا, رمان هایParisa78 

 

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است