خانه » داستان های عاشقانه » دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

در دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من رمان عاشقانه زیبایی قرار دادیم که در مورد دختری روستایی به نام مه گل هست که عاشق می شود و راه رسیدن به عشقش بسیار پر پیچ و خم هست و حال او قصد مبارزه و عبور از این راه پر پیچ و خم را دارد و …

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

نام : کلبه تنهایی من
نویسنده : ساجده فرجی
ژانر : عاشقانه_اندکی_اجتماعی
خلاصه:

عکس و تصویر تنهایی ...

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

در مورد دختری روستایی به نام مه گل هست که عاشق می شود و راه رسیدن به عشقش بسیار پر پیچ و خم هست و حال او قصد مبارزه و عبور از این راه پر پیچ و خم را دارد و …

با هم قسمت های ابتدایی این رمان را می خوانیم:

صدای پای بابا از میان علف های نم خورده ی باغ به گوشم می رسید منتظر خبری بودم که یک هفته ذهنم رو در گیر خودش کرده بود کنارم ایستاد دستی بروی کاپشن مشکیش کشید و گردو خاک های که بروی لباسش پراکنده شده بود در هوا معلق شدن با اینکه هوای پاییز ملایم بود و باد پاییزی کمی بوی بهار رو داشت و اندکی رنگ و بوی زمتسون ولی بابا با این حال کاپشن مشکی رنگش رو که فکر کنم ۳ سالیست به تن دارد می پوشد ، کمی خم شد با کف دستش به آرومی بروی کفش ورنی و براقش کشید ،نگاهم رو به سمت چشم های بابا سوق دادم و با خوشحالی گفتم

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

_ وای بابا جونم ، مرسی تمومش کردی؟ باورم نمیشه .

لبخندی بر روی لب هایش نقش بست

_ آره دخترم بلاخره تموم شد، مـــــه گل !کجــــــــــا ؟؟

قدم هام تند تر میشد

_الان میام بابایی .

با سرعت هرچه تمام تر به انتهای باغ رسیدم،وای عجب کلبه ای شده بود،درست همون چیزی که انتظارش رو می کشیدم ،از خوشحالی دلم میخواست پرواز کنم یه نگاه کلی به کلبه انداختم با هل دادن در چوبی و باز کردن چفت که انتهای در قرار داشت وارد کلبه شدم همه چی عالی عالی بود ، ولی حیف که سوت و کوره.کلی از وسایل های اتاقمو در کلبه چیدم تا از این حالت بی روح در بیاد، فرشی رو که مامانم برایه اتاقم بافته بود در کلبه ای که سال ها در انتظارش بودم پهن کردم

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

حالا همون چیزی شده بود که من میخواستم .

از مامان و بابا تشکر کردم مثل همیشه قدر زحماتشون رو می دونستم

درختای باغ سر به فلک کشیده بودن ، من با تک تک این درخت ها حرف میزدم میشد گفت :من با هر یک ازاین درخت ها زندگی کردم،روستای ما همیشه سبز بود بویه شالی هر لحظه به مشامم می رسید،

زندگی خیلی خوبی داشتم پُرشده بوداز آرامش،همیشه از خدا بابت این زندگی شاکر بودم .بوی چَمنِ نمناک ،بوی بهـــــار نارنج ،مهربانی مادرم ،دست های پینه بسته ی پدرم همه این ها به من شوق زندگی می داد.میتوانم بگویم من در تکه ای از بهشت زندگی می کنم.همیشه صبح ها به گل هایم آب می دهـم،برای مرغ هایم دونِ میپاشم،زندگی من در همین چیزها خلاصه میشد.

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

مادرم بخاطر کارهای زیادی که در جوانی میکرد،از درد کمر نمیتواند به آسانی راه برود ،من یه جورایی اعصای دستش بودم .

در سن من ، دختران این روستـا بچه هم داشتند،ولی من با ازدواج مخالف بودم.پدر و مادرم هم به من اجبار نمیکنن و هر تصمیمی که گرفتم تا آخر پشتم هستند.

هر روز برای رفتن به مدرسه باید از روستا به شهر میرفتم ،مردمان شهر رو دوست ندارم .محبت های الکی ،دوست داشتن های دروغینشان آزارم میدهد .من با تمام دختران روستا فرق میکردم همیشه از حق خودم دفاع میکردم و از نظر خانوم هایه روستا پرو بنظر می رسم

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

_مه گل ، مــــــــــه گل

با صدایه مامان قلم رو تو دفتر خاطراتم قرار دادم و به سمت درب کلبه قدم برداشتم

_جانم مامان ، چرا با اون کمر دردت تا اینجا اومدی اخه ؟

_اومدم صدات کنم .ناهار یخ کرد ،تو که یکسره تو این کُلبتی !

لبخندی زدمو دستاشو اروم تو دستام گرفتم

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

_خوب مامان جونم ذوق دارم دیگه ..

کمی اخم کرد

_نخند دختره ی شیطون ،بیا بریم

چشمکی زدمو گفتم

_چشم،چشم اومدم

بعد ازغذا به کلبه ام رفتم ، درسمو مطالعه کردم و کمی خوابیدم ، حجم درسام خیلی زیاد بود دو باره شروع به خوندن درسام کردم !بعد از خوردن شام به مامانم تو بافتن قالی کمک کردم و باهم مشغول بافتن قالی بودیم .

_ مهگل ؟

_ جانم مامان

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

کمی مکث کرد دست از کار کشید و رو به روم نشست با تعجب نگاش کردم منتظر حرفش بودم

_دخترم تو ۱۸ سالته خانومی شدی برایه خودت ، ماشالا فهم و کمالاتتم از دخترایه دیگه بیشتره اون زبون شیطونتم آفت جونمونه لبخندی زدم و گفتم

_وااا من به این خانومی دلت میاد مامانی

_بیااا اینم از مظلوم نماییت !

با لبخندی کمی چهرمو اخمو کردم

_خوب بفرماا

نگاهش غرق مهربونی بود

_ امروز حاج حسن چند دقیقه ای مهمونمون بود

حاج حسن یکی از مردمان قدیمی این روستا بود

_خوب

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

نگاهشو به قالی رو در روش دوخت

_برای رضا از تو خواستگاری کرد .

کمی تعجب کردم ولی با رفتارهایه رضا و چشم چرونیاش فهمیده بودم به من یه حسی داره

_همین که همراه بابا ،ماشین های کشاورزی رو تو حیاط میاره ؟

سری به حالت تاکید تکون داد

_آره دخترم ،پسر خیلی خوبیه .

با بی حوصلگی ادامه دادم

_مامان جان من که گفتم …..

میون حرفم پریدو گفت

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

_ مهگل جان من که اجبارت نکردم فقط میگم یه خورده فکر کن پسره خوبیه ،پسر کاری ،مودب ، تازه وضع مالیشونم خیلی خوبه میتونه خوشبختت کنه .

بدون اینکه حتی کوچک ترین فرصتی به مامان بدم و اندکی فکر کنم گفتم

_ نه مامان جان نیازی به فکر نیست من نمیخوام ازدواج کنم .

مامان با چهره ای ناامیدانه و کمی دلسرد رو به من کرد

_باشه .به بابات میگم جواب رد بده

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

با لحنی که تنفر ازش موج می زد گفتم

_پسره ی چش چرون ، از همون اولم ازش بدم میومد .

مامان لبخندی زد

_ وا حتما دوست داره نگات میکنه دیگه ، دختر من تکه مگه نههه !

اخمی از سر شوخی کردمو گفتم

_ وا مامان ! چش چرونیرو با دوست داشتن اشتباه نگیر .

_ چی بگم والا

_ هیچی عـــــزیزم بگو نه .من رفتم بخوابم

_باشه شبت بخیر دخترم

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

از رویه صندلی چوبی کنار ایون بلند شدم و به سمت اتاقم گام برداشتم

ببین مادر ما به کی میگه مودب ، آدم قحطه ؟

* * * * * * * *

تو راه برگشت از مدرسه غرق نمره ی امتحان جغرافیا بودم و یکی یکی سوالات رو از پس هم رد می کردم

تا اینکه متوجهی رضا شدم

به دیوار خونشون تکیه داده بود

از بد شانسی من راه خونمون و راه خونه ی رضا اینا یکی بود.همچین با لبخند نگاه میکرد دلم میخواست بزنم دندوناشو خورد کنم .یه چشم غره ای بهش نشون دادم

لبخند رو لباش محو شد ،حقشه پسره ی چشم چرون بد قواره.

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

دانلود رایگان رمان کلبه تنهایی من

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود.

راهنما

برای دریافت رمان کافی است بر روی دکه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود گردد.

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

  1. خیلی خیلی خیلی قشنگ بود
    لذت بردم از خوندنش
    اصلا تکراری نبود
    خسته نباشی ساجده جااااان

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است