خانه » داستان های عاشقانه » رمان های عاشقانه » دانلود رمان عاشقانه حس کمیاب جدید95

دانلود رمان عاشقانه حس کمیاب جدید95

دانلود رمان عاشقانه حس کمیاب جدید95 برای مشاهده این رمان سرشار از احساسات به خلاصه ای از این رمان زیبا توجه کنید …

دانلود رمان عاشقانه حس کمیاب جدید95

دانلود رمان خفن و عاشقانه حس کمیاب

دانلود رمان عاشقانه حس کمیاب جدید95,رمان عاشقانه حس کمیاب, رمان عاشقانه ایرانی حس کمیاب, رمان عاشقانه صحنه دارحس کمیاب, رمان عاشقانه بدون سانسور حس کمیاب, رمان عاشقانه خارجی حس کمیاب, رمان عاشقانه کوتاه حس کمیاب, رمان عاشقانه حس کمیاب برای موبایل, رمان عاشقانه پلیسیحس کمیابapk, رمان عاشقانه بدون سانسور, رمان عاشقانه خارجی, رمان عاشقانه کوتاه, رمان عاشقانه 98ia, رمان عاشقانه برای موبایل, رمان عاشقانه پلیسی, 

قسمتی از متن رمان :

-کی میره این همه راهو… چه جیگره این پسره! چشماش تو حلقم… جــــــون چه لبایی! وای قلبم واستاد…ته ریششو ببین تو رو خدا! هیکل چی میگه… قد و بالای تو رعنا رو بنازم! وای مامان جان من می خوامش…
با خنده سر تکون میدم و بُرِس رو به سمت فرزان پرت میکنم تا شاید دست از اداهای دخترونه درآوردن برداره
سریع جاخالی میده و میگه :- خب مگه دروغ میگم؟
بعد دوباره صداشو مثل دخترا نازک میکنه و ادامه میده:
– اوووف چه اخم دلنشینی! ببخشید مستر شما همون استادی نیستی که دل همه دخترای دانشگاه رو برده؟
با خنده میگم:
– چرا خودشم،این دیوونه هم برادر روان پریش بندست.
فرزان:- هنوز فرق روان شناس و روان پریش رو نمی دونی اون وقت استاد مملکت شدی؟ وای به حال اون بدبختایی که دانشجوی تو هستن!
با خنده میرم سمت کمد و تک کت مشکیم رو بر میدارم
فرزان:- اون سرمه ای رو بردار به این پیرهن آبیه بیشتر می یاد! امروز باید تا می تونی دلبری کنی
– مگه اولین باره که میخوام تو اون دانشگاه تدریس میکنم؟! دیگه همه من رو دیدن و میشناسن
فرزان:- نه دیگه داداش! برای اولین بار که میری سر کلاس ترم اولیا, نمیدونی چه تیکه هایی هستن !
کت سرمه ای رو می پوشم و برای آخرین بار موهامو چک میکنم.کیفم رو بر میدارم و میگم:
– بریم؟باز میخوای بشینی فک بزنی؟نیای باید با سواری.
فرزان همراه من از اتاق بیرون می یاد
فرزان:- حالا یه روز ماشینم خرابه ها!چه منتی هم میذاره سرم!
تو راه همش به حرفای فرزان درباره ی مریضای جورواجورش گوش میدم.از بس برای من حرف زده که خودم یه پا روانشناس شدم.
جلوی مطب که می ایستم چشمکی میزنه و میگه موفق باشی آقای جذاب! یه بوس هوایی برام می فرسته و میره سمت ساختمون. زیر لب “چندشی” نثارش میکنم و راه میوفتم سمت دانشگاه.
ماشین رو تو پارکینگ پارک میکنم و وارد دفتر اساتید میشم که خانم سعادت با لبخند نزدیکم میشه
سعادت :- سلام مهندس رادمهر روزتون بخیر

دانلود با لینک مستقیم :

با عرض پوزش به دستور کار گروه تعیین مصادیق مجرمانه لینک دانلود رمان حذف گردید.

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است