خانه » پست های عاشقانه » پست تنهایی » عکس عاشقانه همبازی باد با متن

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

در عکس عاشقانه همبازی باد با متن عکس های عاشقانه دخترونه زیبا را همراه با متن عاشقانه متفاوتی قرار دادیم که در ..

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .

عکس و تصویر هیچیک از ما سربلند از این دنیا نمیرویم. یا قلب‌های زیادی را شکسته ایم. آنچنان ...

هیچیک از ما سربلند از این دنیا نمیرویم.

یا قلب‌های زیادی را شکسته ایم. آنچنان که در دهلیز‌های خاموش و تاریکِ روز‌های آخر تنها چیزی که همراهی مان می‌‌کند، سایه سنگینِ بغض‌های فرو خورده کسانی‌ است که بی‌ ریا آغوشِ خود را برای ما گشودند. بی‌ محابا عشق ورزیدند و بی‌ دریغ در کنارمان بودند.

یا آنقدر دلمان را شکسته اند، آنقدر
سکوت کرده ایم، آنقدر خودمان را برای خطاهایِ دیگران سرزنش کرده ایم. آنقدر فراموش شده ایم و فراموش کرده ایم، که مثلِ یک احمقِ زمین خورده، تحقیر شده‌ای خاموش، مایوس ، تنها، نفس بریده با زخم‌هایی‌ خون چکان، چشم‌ها را برای آخرین بار می‌‌بندیم. .

گاهی‌ با خودم فکر می کردم چگونه به فرزندِ خود بیاموزم، آنچه که مادرم به من نیاموخت؟

عکس و تصویر میدانی خوب جانِ مهربانم...؟ این پاییـز را خدا بیخـودی لایِ این فصل ها جا نداده ...

میدانی خوب جانِ مهربانم…؟
این پاییـز را خدا بیخـودی لایِ این فصل ها جا نداده است که…
گذاشته است بینِ یک فصلِ داغ که دلِ آدم تب می کند و سرمایِ فصلی که قلبِ آدم را منجمـد….
گذاشته است که دلِ آدم هوا بخـورد
باران بخـورد…
عاشقی کند و دیوانگی…
خدا پاییـز را آفرید برایِ عاشقیِ مــا….
و تـو
میـدانی چقدر با نیامدنت کفرانِ نعمت کرده و چقـدر پاییـز را هدر داده ای….؟

عکس و تصویر دیر آمدی حضورم .... تاریخِ شکست خورده ایست از شب از آفتاب از تو از ...

دیر آمدی
حضورم ….
تاریخِ شکست خورده ایست
از شب
از آفتاب
از تو
از عبورِ خاموشِ لحظه ها
از نگاه ناگریز به سقوطِ آدم ها
از روزگاری
که توالیِ دردناکِ سؤ تفاهمِ عشق شد

دیر آمدی
سینه ام
جغرافیا ی نا مهربانِ رو به غروبی
با هزار قطعه ی نا مانوس از هزار خاطره
که سپیده را از یاد برده
و آینه را
و قانونِ خاموشِ ستاره را
و اعجازِ زردِ قناری را
که از یاد برده
درکِ صریحِ کودکی از شادمانی را

من با دست‌های خالی‌
به واپسین لحظه ی شعر رسیده ام
به مطلقِ یک بغض پناه آورده ام
به خواب آلودگی‌ سردِ یک تخت ، جان داده ام
من پرواز را به هزار کبوتر
به هزاران کبوتر بدهکارم
و تو …
دیر آمدی

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

زمستانی را می‌‌مانم
که دروغش بهار است
در سرزمینِ کوه‌های یخی
بی‌ ریشه گی‌‌
چنان کرده با من
که قانونِ کوچ
با پرنده ی مهاجر

آه مادر مرا دریاب
صدا بزن
خدایی را که هنوز در قلبت جاری ‌ست
باخته است فرزندت
ایمانش را به فردا
به نرگس‌های باغچه
به یاسِ روی دیوارِ همسایه
به ظهر‌های پر آفتاب
به ایوانِ پر از عطرِ تو
به این خانه

بگیر از من
این تردیدِ آمیخته به دلهره‌های مکرر را
رهایم کن
از حجمِ تصویر‌های مبهم و سردی
که امید را می‌‌ربایند
از قلبی که هنوز زندگی‌ را می‌‌طلبد
و عشق را
و دستانی مهربان را
و خانه ای با ایوانی پر از عطر و خاطرِ مادر

در این برودتِ بی‌ انتها
چه کسی‌ خواهد شنید
که من خودم را در آینه گریسته ام
که من با کبوتر ها
از معصومیتِ پرواز گفته ام
که من دنبال جای پای گناه
فاصله ی خودم از خودم را به چشم دیده ام

آه مادر
مرا به آغوشت بخوان
مرا به تاراجِ شب‌های تاریکِ بی‌ کسی‌ مسپار
مرا به خانه
به دیوارِ پر از یاسِ همسایه
به ظهرهایِ تابستان
به ایوانی پر از عطر و خاطره بخوان
مرا خواب کن
به رویای پر از بهار و نرگسِ سرزمینم
مرا خواب کن
به رویای …. سرزمینم

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

برای تو هم پیش می آید که یک روز بی دلیل دلت بگیرد
آنقدری که غرور زرورق پیچ شده ات را قایم کنی پشتت و سرت را بیاندازی پایین و پیام بدهی که:
Miss you
لعنت به این زبان های بیگانه که هر وقت دلت میگیرد و تنگ می شود، می افتند جلو و خودی نشان می دهند
به خیالت این خارجی ابراز محبت کردن ها، تمام غرورت را پیش کش نمی کند؟
فارسی و لاتین و فرانسه گفتنش که برای غرور تو فرقی ندارد،
اگر قرار به برگشتن است که برگرد،
اما نه به زبان بیگانه که با حالی آشنا و خودمانی.
طوری این دلتنگی را بنویس و بگو که دکمه های تلفنت هم به شوق بیایند و قاطی شوند و روی هم بنویسند و تو مجبور به ویرایش شوی
و او بفهمد که هول شده ای و دلش غنج بزند برای دیدنت
من برای این miss you گفتن ها و I love you شنیدن ها، تره هم خرد نمی کنم
که فقط نمادی از خودشیفتگی های تو هستند و بس
وقتی دل آدم می گیرد باید مثل آدمیزاد بگوید:
دلم تنگ توست
فقط همین واژه های زبان مادری می توانند تمام احساس دلتنگی و بی قراری را به دل او بنشانند و بفهمد،
که واقعا حالت خوب نیست
و دلت تنگ است

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

خوب که فکر می کنم، می بینم عشق هم مثل چیزهای دیگرِ دنیاست.
تاوان می دهد، انتقام می گیرد، دِین ادا می کند، دِین می اندازد گردنت و خلاصه یک بده بستانِ واقعی است.
بیش تر که فکر می کنم، می بینم این وسط یک چیزی جا به جا شده که دنیا خیال می کند کسی حالی اش نیست.
سال ها به آدمی دل می بندی و تمام و کمالِ خودت را دو دستی تقدیمش می کنی، از عشق و احساس و مهربانی بگیر تا وفاداری و از جان گذشتگی و هزار مفهومِ به فعل درآمده ی مثبتِ دیگر.
بعد، زمانِ خداحافظی که می رسد پشت پا می زند به آن همه محبت و می رود پی کارش.
آن وقت تو می مانی و دلی که شکسته و آن همه حماقتِ یک طرفه ای که نثارش کردی.
حالا نوبت به جناب عشق می رسد که خودی نشان دهد و دِین اش را ادا کند.
می رود یقه ی یک آدمِ از همه جا بیخبر را می گیرد و می اندازدش توی دامنت.
کسی دیگر، از گوشه ای دیگر از این دنیا می آید و می گوید که آهای فلانی، من آمده ام که تا زمانِ زنده بودنِ تو کنارت باشم و عاشقت بمانم.
درست همین قسمت ماجراست که می گویم چیزی جا به جا شده و اطمینان هم دارم که خودِ جناب عشق از این فاجعه بیخبر است و هر چه هست، زیر سر دنیاست.
آخر وقتی قرار است این جناب عشق دینی ادا کند، پس چرا خودِ او را نمی گذارد سر راه آدم.
که می رود سراغ کسی دیگر.
خب، شاید این آدمِ بیچاره کسی دیگر را نخواسته باشد.
البته شاید هم گناه به گردن دنیا نیست.
اصلا تقصیر از خودِ عاشقانه هاست که وقتی به دنیا می آیند، گم می شوند.

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

شعر من گاه کمی گم شده در بغض گلو

باید از فریاد گفت

باید از عشق سرود

قصه از شیرین و از فرهاد گفت

در دل همهمه ی باغچه ها

صحبت چلچله با پنجره را

از زبان باد گفت

گرچه در قلب من عشقیست ولی معذورم

باید از دور به این عشق سلامی شاد گفت

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

من همبازی بادم

رفیق داد و فریادم

برگم ولی نه سبز

له کن مرا نترس

نترس زیر پای تو

له شم غنیمت است

تا بشکند دلم

در کنج این قفس

قفسم شاخه ی پر پیچ و خم عاطفه هاست

که دگر امن مکانی هم نیست

نه برای لانه ی طاووس ها

که برای بازیه کودک موریانه ها

قفسم شاخه ی خشکیست

بر بلندای درخت ناجوانمردی ها

من که فریادم به گوشت نرسید

شاید اینجا قفسم سطر سکوتیست

در میان غزل فریادها

من دگر سبز نخواهم شد و خواهم پوسید

در هجوم این به ظاهر مهربان خورشید ها

باور نمیکنی

اینجا چه ضربه ها

بر پیکرم نشست

له کن مرا نترس

له کن که آخرین، نگاه سرد تو

قلب مرا شکست

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

عکس عاشقانه همبازی باد با متن

اینجا مردم روزمرگی هایشان عبور های بی سلام از کنار یکدیگر است
سلام های بی لبخند به همسایه هاست
دیگر گوشواره های گیلاس و گل سرهای شکوفه ای دخترانمان را شاد نمیکند
پسرانمان برای هواپیما دست تکان نمیدهند
دیگر هیچ چرخی به سادگیه نوازش چوبی نمیچرخد
دیگر کودکی برای شنیدن فریاد جوجه رنگی گوشش را تیز نمیکند
و از شوق شنیدن صدای توپ سه لایه از خواب نمیپرد

اینجا دیگر کسی برای کنار گذاشتن تکه ای نان از روی زمین که هیچ، برای احترام به بزرگتر هم خم نمیشود

اینجا دیگر غروب های تابستان چمن ها پر نمیشود از خانواده های پر جمعیت و هندوانه های رها شده در آب
آنها که باغی دارند با تنهایی هایشان خوشند و آنان که ندارند با تنهایی هایشان تنها

اینجا نه حجاب ها زیباست، نه بی حجابی ها
نه ریش زیباست نه آراستگی ها

شاید حدس زده باشید اینجا کجاست

آری
اینجا جهان سومی است رو به ترقی

راستی:
اینجا دیگر توپ ها شیشه نمیشکنند، انسانها دل میشکنند

مراقب باشید

 

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است