خانه » عکس نوشته تنهایی » عکس نوشته های عاشقانه یکصدو پانزدهم

عکس نوشته های عاشقانه یکصدو پانزدهم

عکس نوشته های جدید بر روی سایت بارگذاری شد امیدوارم لذت ببرید برای مشاهده عکس نوشته های عاشقانه یکصدو پانزدهم به ادامه بروید…

عکس نوشته های عاشقانه یکصدو پانزدهم

....... (geryeh)

میدانم … روزی می آیی … » عاشقانه هایم « … را … مرور میکنی … خجالت زده از احساسم … آرام آرام … » اشک « می ریزی … و … میروی … » یادت « باشد … روزی می آیی … و … مرا هرگز پیدا نمیکنی …!!!

دیگه حرفیم ندارمـــــــــــــــ(:

بی تو زندگی محاله . . .

بی تو یه روز یه ساله !

دلم برات چه تنگه . . .

دنیام با تو قشنگه !

I Love s

میدونی عشق یعنی چی؟

یعنی زندگی روحت در جسمی دیگر…!

یعنی بیگانه شدن با خود…!

به همین سادگی……..

اصلشم همینه ㄟ(ツ)ㄏ

شاید نیستم

  • ميگــُفتَمــ دوسِت دارَمــ ميگــُفتے مَن بيشتَــــــر❤️ ميگــُفتَمــ مَـــــن بيـــــــــشــــــــ

ميگــُفتَمــ دوسِت دارَمــ
ميگــُفتے مَن بيشتَــــــر❤️
ميگــُفتَمــ مَـــــن بيـــــــــشــــــــتَـــــــر
مــيگُــفتے نہ مــــن
دِلـــم بِہ اينا خـــوش بــود كِہ رَفتے از پيشَمــ
فِقَـــــط خـواستَمــ بِت ثابِت كُنَمــ مَن بيشتــــَـــــــــر

صبحتون عالی

چه مغرورانه اشک ریختیم!
چه خودخاهانه سکوت کردی!
چه مظلومانه التماست کردم!
چه بیرحمانه ازم گریختی!
خودخواهی هدیه شیطان بود!
عشق هدیه خدا!
هدیه شیطان راچه ساده قبول کردیم!
وهدیه ارزشمند خداراازهم دریغ کردیم!

  • دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت: یکی از سیب هاتو به من میدی؟ دخترک یک گاز بر این سیب زد و گا

دخترکی دو سیب در دست داشت
مادرش گفت:
یکی از سیب هاتو به من میدی؟
دخترک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش ناامید شده
اما دخترک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت:
بیا مامان!
این یکی ، شیرین تره!!!!
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود..!
هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف مقابل شما فرصتی برای توضیح داشته باشد …

(ghamgin) (ghamgin) (ghamgin)

  • می گفت: چرا شما ایرانی ها تا یک خانم محجبه می بینید، خصوصاً اگر چادری باشه سرتون را می اندازید پای

می گفت:
چرا شما ایرانی ها تا یک خانم محجبه می بینید، خصوصاً اگر چادری باشه سرتون را می اندازید پایین؟ گفتم:
راست می گی؛ به خدا سر پایین انداختن برای این اقتدار کمه
… باید زانو خم کرد…

  • پسر:چه جوری بهش بگم دوست دارم؟ دختر:خیلی راحت برو بهش بگو پسر:باشه پس بیا با هم تمرین کنیم

پسر:چه جوری بهش بگم دوست دارم؟

دختر:خیلی راحت برو بهش بگو

پسر:باشه پس بیا با هم تمرین کنیم

دختر:باشه

پسر:دوست دارم

دختر:منم دوست دارم.خب حالا برو بهش بگو

پسر:بهش گفتم….

  • دقيقا

دقيقا

 

❤سلامتی همه ی اونایی که یواشکی عاشقن❤

عکس نوشته های عاشقانه یکصدو پانزدهم

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است