خانه » عکس های عاشقانه » عکس نوشته های فانتزی از دختر و پسر عاشق

عکس نوشته های فانتزی از دختر و پسر عاشق

عکس های عاشقانه فانتزی که از شبکه های اجتماعی گردآوری شده برای شما عزیزان در سایت عاشقانه لاو98 قرار گرفت برای مشاهده به ادامه بروید.

عکس نوشته های فانتزی از دختر و پسر عاشق

عکس های عاشقانه یعنی عاشق شدی جدید از سایت عاشقانه لاو98

 

 

وقتی شب تا صبح به اون فکر می کنی

عکس نوشته های فانتزی از دختر و پسر عاشق

عکس نوشته های فانتزی از دختر و پسر عاشق

 

وقتی قلبتو بهش هدیه میدی

عکس نوشته های فانتزی

عکس نوشته های فانتزی

وقتی بهش میگی پشتت به من گرم باشه

عکس نوشته های فانتزی

عکس نوشته های فانتزی

 

وقتی شبها بالشتو محکم بغل می گیری

عکس نوشته های فانتزی

عکس نوشته های فانتزی

 

وقتی خودش برات مهمه نه وضع مالیش

عکس نوشته های فانتزی

عکس نوشته های فانتزی

وقتی به رمان های عشقی علاقه پیدا می کنی

عکس نوشته های فانتزی

عکس نوشته های فانتزی

 

وقتی به هم دل میدین قلوه می گیرین !

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

وقتی با دیدنش خشکت میزنه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

وقتی خرابکاریاش هم برات قشنگه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور ترا هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از روسپیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده م

هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

و چشمانت راز آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

وقتی همه داراییتو باهاش تقسیم میکنی

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

 

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته های فانتزی از دختر و پسر عاشق

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته های فانتزی از دختر و پسر عاشق

وقتی بعد از دعوا دعا میکنی که برگرده

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته فانتزی عاشقانه

عکس نوشته های فانتزی از دختر و پسر عاشق

و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پاکی آسمان را متهم می کند
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد –
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود

تاکنون 2 نظر ثبت شده است.

  1. پینگ بک : مینا

  2. پینگ بک : vdoor

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است