خانه » پست های عاشقانه » پست عاشقانه » متن های عاشقانه ( سری بیست و چهارم )

متن های عاشقانه ( سری بیست و چهارم )

چقدر اين حرف سيمين دانشور قشنگه که ميگه :
هر وقت و ساعت که ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :
ﺑﺎ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ…
ﺩﻝ ” ﯾﮏ زن ” ﺭﺍ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﮯ!!
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ که :
ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﮮ “ﯾﮏ زن” …
ﻣﺮﺩ” ﺑﺎﺷﮯ!!
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :
ﺯﻥ ” ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻩ ” ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ…
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :
زن ” ﺗﻮﺟﻪ ” ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ…
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :
ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺎﯾﺪ “ﭘﺎﮎ” ﺑﺎﺷﺪ …
ﻫﺮ ﻭﻗﺖﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :
ﻭﻗﺘﯽ زنى ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺩﺍﺩ،
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ “ﻋﺸﻖ” ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﮯ…
ﻧﻪ ﺑﺎﻫﻮﺱ !!!
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :
ﺩﻝ ” ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ ” ﻧﯿﺴﺖ …
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ فهميدى :
زن شکننده و حساس است…
آنوقت ميتوانى
نام خودت را بگذارى “ مرد
37
در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم
ونگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم
وحالا ترسی از آنها ندارماز ( تنهایی ) میترسیدم،
یاد گرفتم (خود را دوست بدارم)

از (شکست )میترسیدم
یاد گرفتم( تلاش نکردن یعنی شکست )

از( نفرت مردم ) میترسیدم
یاد گرفتم ( بهرحال هر کسی نظری دارد )

از ( درد ) میترسیدم
یاد گرفتم( درد کشیدن برای رشد روح لازم است )

از ( سرنوشت ) میترسیدم،یاد گرفتم
( من توان تغییر آن را دارم )

از( آینده ) میترسیدم
یاد گرفتم ( میتوان آینده بهتری ساخت )

از ( گذشته ) میترسیدم
فهمیدم ( گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد )

و بالاخره از((( تغییر ))) میترسیدم
تا اینکه یاد گرفتم

((( حتی زیباترین پروانه ها هم ،قبل از پرواز کرم بودند و
و *** تغییر *** آنها را زیبامیکند )) ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻠــــــــــــــــــــــــــــــــﺦ …. ﺑـــﻪ ﻫﻤـــــﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ
ﺑﺪﯼ !!!
ﻭﻟـــــــــــــــﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﯾﻪ ﺷﻮﻧﻪ ﯼ ﮔﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ
ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﻬﺎﺕ ﺑﺨﻮﺍﯼ ….
ﻫﯿــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــﭻ ﮐـــــــــــــــــــــــــــــﺱ ﮐﻨﺎﺭﺕ
ﻧﺒﺎﺷﻪ….

37

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است