خانه » پیامک های عاشقانه » دروغ و نامردی » متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

هنوز هســـت !
‘ عشق واقعی ‘ را میگویم . . .
خیانت هست،دروغ هست، بازی با دل هم هست ،
درست . . . !
ولی یه جایی گوشه ی پاک دلِ بعضیا ،
به دور از گناه ها و بدی ها . . .
هنوز هم هســت عشـــــــــــــــــــــــق واقعی

امروز م بخش نوشته های نامردی از سایت عاشقانه لاو 98 را با متن نوشته های نامردی وخیانت براتون به روز کردیم امیدوارم لذت ببرید.

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

  • از درونم یک نفر شب غصه خواری میکند بی تو این چشمان من شب زنده داری میکند می روی گاهی زیادم بی دل

از درونم یک نفر شب غصه خواری میکند
بی تو این چشمان من شب زنده داری میکند

می روی گاهی زیادم بی دلیل
خاطراتم ناخودآگاه گریه زاری میکند

تا برای شعر خود قلم بر کاغذ می زنم
نام تو هر واژه را چون گُل بهاری می کند

تا بیایی پر کنی افکار پوچ ذهن من
لحظه های عمر من لحظه شماری می کند

یوسفم در چاه تنهایی هنوزم مانده است
مصر ِ قلبم از نبودش بی قراری می کند

چیده ای با دست خود این سیب ِ کال زندگی
در خیالش عمر من غم را فراری میکند

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

  • از کنارم رد شد... بی محلی اش آزارم نداد اما... سوختم وقتی گفت: ندیدمت

از کنارم رد شد…

بی محلی اش آزارم نداد اما…

سوختم وقتی گفت: ندیدمت

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

  • ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ ... ﻗـﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺗﻔﺎﻗـﯽ بیُفتد ! ﻧﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻏﻠﺖ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺳﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ

ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ …
ﻗـﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﺗﻔﺎﻗـﯽ بیُفتد !
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻏﻠﺖ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺳﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﻧﮕﻪ ﻣﯿﺪﺍﺭﻡ !
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ …
ﻣﻦ ﺩﺭ ﮔـﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ ﯾﮏﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ،
ﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺟﯿﺐ، ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ …
ﻭ ﻣﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﺯﻣﺰﻣﻪ !
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ …
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ،
ﻋﺼﺒﯽ ، ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻤﻞ ﻭ ﯾﺦ !
ﯾﺦ ﺗﺮ ﺍﺯﻫﺮﻣﻮﻗﻊ .
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ …
ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻣﻦ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ میاُفتم ،
ﻭ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﺠﺎﯾﯽ …
ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ …
ﭼﻪ ﻣﯿﭙﻮﺷﯽ …
ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ” ﻫﻢ ﻋﺷﻖ ” ﺷﺪﻩ ﺍﯼ !
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻌﺪ …
ﻣﻦ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﻢ !
ﭼﻮﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺭﺍ
ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺷﺖ !
ﻭ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﯽ ﺷﮏ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ؛
ﭼﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ …
ﻫﺮ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻓــــــﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ،
ﺩﺭﻭﻍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ !
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ !
ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺩﻫﺪ!
ﻓـــــــﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ،
ﺗﺎ ﺍﺑـــــﺪ ﻣــــﯽ ﻣﺎﻧﺪ ،
ﻗﺼﻪ ﺩﻟﺪﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ …
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺷﻮﯼ !
ﺑِﺒُﺮﯼ !
ﺩﻭﺭ ﺷﻮﯼ !
ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﯿﺮ ﺑﺰﻧــــﯽ !
ﺑــــﺎﺯ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ …
ﯾـــﮏ ﺟـــﺎﯾـــﯽ ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﻣـﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﻪ ﺗﻤـــﺎﻡِ ﺧـــــﺎﻃــــــﺮﺍﺕِ ﺧـــﻮﺏ …

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

دلدادگان عاشق

هنوز هســـت !
‘ عشق واقعی ‘ را میگویم . . .
خیانت هست،دروغ هست، بازی با دل هم هست ،
درست . . . !
ولی یه جایی گوشه ی پاک دلِ بعضیا ،
به دور از گناه ها و بدی ها . . .
هنوز هم هســت عشـــــــــــــــــــــــق واقعی

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

  • هــمـه ی خـسـتـــ ــــــِـــگـی هــایـت را یـکـجـــا مـیـخـــــــَــــــــرمـ . . . تـو فـقـط قـــ

هــمـه ی خـسـتـــ ــــــِـــگـی هــایـت را یـکـجـــا مـیـخـــــــَــــــــرمـ . . .
تـو فـقـط قـــول بــده . . .
کـــــــــــ ــه . . .
صـــدای خـنـده هـــ ـایـت را بــه هـیـچـکــس . . .
جـــُـــــــــــز مــ ـــــــَـ ـــــــــن نـفـروشــــــــــ ــــــــــــــ ــــــــــــ ــی . . .

  • سالهـــاست از شــکوفـه های بی شمار لبخند من قسمتی به هر کس رسیده پــــــــــــــس چــــــــــــرا ..

سالهـــاست از شــکوفـه های بی شمار لبخند من قسمتی به هر کس رسیده پــــــــــــــس چــــــــــــرا ..!؟ هیــــــــچ کس شریک گــــــــــریه های من نمیشود

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

  • هر انسانی یک بار، برای رسیدن به یک نفر، دیر می کند. و پس از آن، برای رسیدن به کَسان دیگر، عجله ای، ن

هر انسانی یک بار، برای رسیدن به یک نفر، دیر می کند. و پس از آن، برای رسیدن به کَسان دیگر، عجله ای، نمی کند!

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

  • غمگینی آدم هایی که دوستشان دارم غمگینم می کند گاهی دلم می خواهد با انگشتم گوشه لب شان را بالا ببرم ش

غمگینی آدم هایی که دوستشان دارم غمگینم می کند گاهی دلم می خواهد با انگشتم گوشه لب شان را بالا ببرم شاید خنده یادشان بیاید اینکه کاری از دستم بر نمی آید اینکه زورم به دنیا نمی رسد تلخ است خیلی تلخ…

  • روزی از این روزها ، دار و ندارم می شوی ماه رویم ! اخترِ دنباله دارم می شوی صخره ام ! یاد تو موجِ

روزی از این روزها ، دار و ندارم می شوی
ماه رویم ! اخترِ دنباله دارم می شوی

صخره ام ! یاد تو موجِ روزگاران من است
بی قرارت می شوم اما قرارم می شوی

روزی از این روزها دل را به دریا می زنم
نا خدایت می شوم ، امیدوارم می شوی

متهم نه ! من که محکومم به عشقت نازنین
شوره زارم من ولیکن لاله زارم می شوی

تا سحر امن یجیبا ، بر لبم جاری ست تا
شامی از این شامها شب زنده دارم می شوی

واژگون می سازم این تقدیر شوم ،این ننگ را
گر چه از انصارم اما انحصارم می شوی

از امید ، از بیم ، از رفتن که می گویم شبی
شک ندارم تا سحر چشم انتظارم می شوی

بر ضریح چشمهایت خطِ بطلان می کشی
گر چه صیادی ولی آخر شکارم می شوی

شعر می بافم شبانه بر سیاهِ چادرت
کسب و کارت می شوم پروردگارم می شوی

می توانم یکصد و ده بیت فریادت زنم
شعر می گویم ز چشمت خواستگارم می شوی

امشب از امید گفتم چشمه ی جوشان شعر
شهریارت می شوم ، دار و ندارم می شوی

  • زمانیکه خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند، پیر شدنت شروع می شود…!!!

زمانیکه خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند، پیر شدنت شروع می شود…!!!

متن های نامردی وخیانت دویست وچهارم

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است