خانه » پست های عاشقانه » پست تنهایی » پست تنهایی دلم بهانه تو را دارد

پست تنهایی دلم بهانه تو را دارد

مثل مجنونی که لیلی در دلش باشد ولی
شور شیرین ناگهان افتاده باشد در سرش

پست تنهایی دلم بهانه تو را دارد

دلم بهانه تو را دارد
تو می دانی بهانه چیست؟
بهانه همان است که شب ها
خواب از چشم من می دزدد
بهانه همان است که روزها
میان انبوهی از آدم ها
چشانم را پی تو می گرداند
بهانه همان صبری است
که به لبانم سکوت می دهد
تا گلایه ای نکنم از نبودنت .

 

باید سکوت کنم ... آنقدر از تو نوشته ام ... که می ترسم یک روز ... از لابلای همین کلمات بلند شوی ..

باید سکوت کنم …
آنقدر از تو نوشته ام …
که می ترسم یک روز …
از لابلای همین کلمات بلند شوی …
و بیت بیت شعرها …
بر سرم آوار شود …
باید سکوت کنم و بگذارم …
این پنجره ی احساس …
برای همیشه …
روبه آسمان انتظار بسته شود …♥ــ♥ــ♥

پست تنهایی دلم بهانه تو را دارد

كسي با سكوتش، مرا تا بيابان بي انتهاي جنون برد كسي با نگاهش، مرا تا درندشت درياي خون برد مر

كسي با سكوتش،
مرا تا بيابان بي انتهاي جنون برد
كسي با نگاهش،
مرا تا درندشت درياي خون برد
مرا باز گردان
مرا اي به پايان رسانيده
– آغاز گردان !

پست تنهایی دلم بهانه تو را دارد

من اعلام می‌کنم هیچ زنی جز تو نیست من اعلام می‌کنم که هیچ زنی نیست ماهرتر در بازیِ عشق، جز تو

من اعلام می‌کنم هیچ زنی جز تو نیست

من اعلام می‌کنم که هیچ زنی نیست
ماهرتر در بازیِ عشق، جز تو
که شکیبایی کند نابخردی‎ام را
ده سال، آن‏چنان‎که شکیبایی کردی
و تحمل کند دیوانگی‌ام را، آن‎چنان که تو
ناخن‌هام را بگیرد
دفترهام را مرتب کند
و به کودکستانم ببرد
جز تو

پست تنهایی دلم بهانه تو را دارد

پرکن پیاله را کین جام آتشین دیری است ره به حال خرابم نمی برد! این جامها که در پی هم می شود تهی

پرکن پیاله را
کین جام آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد!
این جامها که در پی هم می شود تهی
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد!
من با سمند سرکش و جادویی شراب
تا بی کران عالم پندار رفته است..

خسته ام مثل زنی از شاعری شوهرش
مثل مردی مانده در احقاق حق همسرش

مثل مجنونی که لیلی در دلش باشد ولی
شور شیرین ناگهان افتاده باشد در سرش

خسته ام..چون شاعر از شعر خنجر خورده ای
که دهان وا کرده باشد زخم های دفترش

خستگی دارد.. ندارد؟! اینکه عطرت هست و باز
هرچه می گردد نمی بیند تو را دور و برش

سمتی از این شهر باران دیده پیدایت شد و
سمت دیگر گم شدی در پشت چشمان ترش

از خیابان های شهر لاابالی خسته ام
از خیانت های هر سمتش به سمت دیگرش

مثل سربازی که در جنگ است با معشوقه اش
سر به راهی دارد و جا مانده اما باورش

لاجرم فرجام این جریان عشق و عاشقی
بستگی دارد به جنگ مرد با همسنگرش

خسته ام..مثل..شبیه..خسته ام!خسته!همین
خسته ای را؛خستگی را؛فرض کن..خسته ترش…

پست تنهایی دلم بهانه تو را دارد

ﮐﻨﺎﺭ ﮔﯿﺴﻮﺍﻧﺖ ﺭﻫﺒﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

ﻭ ﺭﺍﺿﯽ ﮐﺮﺩﻧﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺕ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﺭﺍ ﻗﻀﺎ ﮐﺮﺩﻡ

ﺗﻮ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﮐﺎﻓﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

ﺗﻮ ﺑﺎ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺯﺑﺎﻧﯽ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﻡ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯾﺖ

ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﺳﺮﺳﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮﺩﻥ ِ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭَ ﯾﺎ ﺁﻫﻮ

ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻣﺤﺸﺮ ﺩﺍﻭﺭﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

ﺗﺼﻮﺭ ﮐﺮﺩﻥِ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﺗﻮﺳﺖ

ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺎﻣﻨﺒﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

ﻧﺸﺴﺘﯽ ﭘﯿ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻣﻮﯼ ﻣﺸﮑﯽ ، ﺷﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﮐﺮﺩﯼ

ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﻥِ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﺒﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ، ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎﻧﻮ

ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﯽ ﺭﻭﺳﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

ﺑﺴﯿﺠﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻄﺎﺑﺖ ﻣﻦ ﮐﻨﻢ ، ﺧﻮﺍﻫﺮ

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺍﻫﺮﯼ ؛ ﺳﺨﺖ َ ﺳﺖ ؛ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟

 

پست تنهایی دلم بهانه تو را دارد

 

گیــرم تمـــام شهر پر از سرمه ریزها
خالی شده ست مصر دلم از عزیزها

داش آکل و سیاوش و رستم تمام شد
حالا شده ست نوبت ابــــــــرو تمیز ها

دیگر به کوه وتیشه و مجنون نیاز نیست
عشــاق قانعند بــــــه میــخ و پریـــــزها

دستی دراز نیست به عنوان دوستی
جـــــز دستهـــای توطئه از زیـر میزها

دل نیست آنچه جز به هوای تو می تپد
مجموعه ایست از رگ و اینجور چیـزها

خانم بخند! که نمک خنده های تو
برعکس لازم است بـــرای مریضها

چون عاشقم و عشق بسان گدازه داغ
پس دست می زنم بـــه تمامی جیزها

 

تاکنون 3 نظر ثبت شده است.

  1. پینگ بک : دالان

  2. پینگ بک : روناک

  3. پینگ بک : ملیکا

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است