خانه » داستان های عاشقانه » شعر عاشقانه » گفتمش بی تو دلم می گیرد

گفتمش بی تو دلم می گیرد

غزلم دره ای از نسترن و شب بوهاست مرتع درمنه ها دهکده ی آهو هاست این طرف کوچه ی بن بست نگاه آبی ها آن طرف کوچه ی پیوند کمان ابروهاست

گفتمش بی تو دلم می گیرد

گفتمش بی تو دلم می گیرد !!!
گفت با خاطره ها خلوت كن…
گفتمش خنده به لب می میرد !!!
گفت با خون جگر عادت كن…
گفتمش با كه دلم خوش گردد ؟؟
گفت غم را به دلت دعوت كن…
گفتمش راز دلم را چه كنم ؟؟؟
گفت با سنگ دلم صحبت كن .

می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجودداری...
خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد

می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجودداری…
خنده هایم برای توست با تو بودن مرا شاد می کند و بی تو بودن مرا گریان….
تو بامن هستی درحالیکه در کنارم نیستی…
تو با منی چون در قلب منی. قلبم را با دنیا عوض نمی کنم…
چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم…..

از این تکرار ساعتها
از این بیهوده بودنها
از این بی تاب ماندنها
از این تردیدها
نیرنگها
شکها
خیانتها
از این رنگین کمان سرد آدمها
و از این مرگ باورها و رویاها
پریشانم …
دلم پرواز میخواهد

گفتمش بی تو دلم می گیرد

باران که شدى مپرس اين خانۂ کيست
سقفِ حرم و مسجد و ميخانه يکيست

باران که شدى، پياله ها را نشمار

باران که شدى مپرس اين خانۂ کيست
سقفِ حرم و مسجد و ميخانه يکيست

باران که شدى، پياله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پيمانه يکيست

باران ، تو که از پيش خدا مى آیی
توضيح بده عاقل و فرزانه يکيست

بر درگهِ او چونکه بـيفـتـند به خاک
شير و شتر و رستم و موريانه يکيست

با سورۂ دل ، اگر خدا را خواندى
حمد و فلق و نعره مستانه يکيست

اين بى خردان، خويش، خدا مى دانند
اينجا سند و قصه و افسانه يکيست

از قدرت حق هر چه گرفتند به کار
در خلقت تو ، و بال پروانه يکيست

گر درک کنى خودت خدا را بينى
درکش نکنى کعبه و بتخانه يکيست

گفتمش بی تو دلم می گیرد

گفتند:
نگذر از غرورت، کار خوبی نیست
باید خودت فهمیده باشی یار خوبی نیست

گفتند:
هرگز لشگرت را د

گفتند:
نگذر از غرورت، کار خوبی نیست
باید خودت فهمیده باشی یار خوبی نیست

گفتند:
هرگز لشگرت را دست او نسپار
این خائنِ بالفطره پرچم دار خوبی نیست!

سیگار و تو، هردو برای من ضرر دارید
تو بدتری، هرچند این معیار خوبی نیست!

ترک تو و درک جماعت کار دشواری ست
تکرار تنهایی ولی تکرار خوبی نیست…

آزادی از تو، انحصار واقعی از من
بازیّ شیرینی ست، استعمار خوبی نیست!

دیوار ما از خشتِ اوّل کج نبود، اما
این عشق پیر لعنتی معمار خوبی نیست!

دیوارِ من
دیوارِ تو
دیوارِ ما
افسوس…
دیوارِ حاشا خوبِ من، دیوار خوبی نیست

آرام بالا رفتی و از چشمم
اف
تا
دی
من باختم؛ هرچند این اقرار خوبی نیست!

گفتمش بی تو دلم می گیرد

تاکنون 4 نظر ثبت شده است.

  1. پینگ بک : سکینه ملایری

  2. پینگ بک : سمبه

  3. پینگ بک : ناشناس

  4. پینگ بک : مجید کریمی

تمام حقوق مادی معنوی مطالب و طرح قالب برای سایت عاشقانه لاو98 LOVE98.IR و تنها با ذکر منبع مجاز می باشد این سایت محفوظ است