bursa escort bursa escort bayan gaziantep escort bayan escort bayan istanbul escort bayan izmir escort bayan buca escort

halkali escort escort istanbul bayan escort sirinevler escort istanbul escort bayan istanbul escort

رمان آنلاین تباهکار از فرشته تات شهدوست

مادر لیلی دچار عارضه ی قلبی و طبق گفته ی پزشکش باید هرچه زودتر تحت عمل جراحی قرار بگیره.. لیلی درگیر جور کردن پول عمل و داروهای مادرش میشه و چون پشتوانه ی مالی نداشته خیلی زود به بن بست می خوره..

دانلود رمان ورود عشق ممنوع

رمان ورود عشق ممنوع یک رمان عاشقانه درباره ژاله دباغ دختری با اعتماد بنفس پایین و فوق العاده دست پاچلفتی که همیشه با تمسخر همکارانش روبروست و هنوز بعد از چندسال سابقه ی کار؛ همچنان کارمند جزء قسمت بایگانی شرکتشونه…پایان خوش

دانلود رمان حادثه پاییزی

در دانلود رمان حادثه پاییزی رمان عاشقانه جدیدی برای شما رمان دوستان عزیز قرار دادیم که در مورد دختری به اسم نیلوفره که همه نیلو صداش میکنن. این نیلو خانم چندتا دوست مهربون و شیطون داره که عاشقانه دوستشون داره... داستان از اونجایی شروع میشه که نیلو واس انجام کار خیر هر روز به کودکهای سرطانی سر میزنه و در همون حین متوجه میشه که...

دانلود رمان چشمهایت سهم من

در دانلود رمان چشمهایت سهم من رمان عاشقانه جدیدی برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد دختری به نام زیباست که بیست و چهارسال در یک خانواده آرام زندگی کرده اما بعد از دیدن یک هنرپیشه سینما و حرف زدن با او، می فهمد که رازی در زندگیش وجود دارد. کم کم تجسس می کند و بالاخره میفهمد پدر و مادر اصلیش او را رها کردند و او فرو می ریزد. می فهمد که برادری که همیشه برایش حکم راز داشته در واقع برادرش نبوده و فرشاد او را عاشقانه دوست دلشته. به همین خاطر از او کناره می گرفته.. زیبا هم کم کم عاشق او می شه اما فرشاد به طور ناگهانی با کس دیگه ای ازدواج می کنه و زیبا هم با رییس شرکتی که در آن کار می کند، ازدواج می کند. داستان به صورت دایره ای روایت میشه زیبا یک بار به گذشته برمی گرده و یک بار هم در زمان حال است و ...

دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور

در دانلود رمان سنگ دل دیکتاتور رمان عاشقانه جدید برای شما قرار دادیم که در مورد دختری به نام نیکو هست؛که هر شب با چشم هایی درخواب ملاقات داره!… این دختر همه کابوساش و حفظه،اما خوابای خوبشو نصفه میبینه شاید کسی بیاد تو زندگیش که باعث بشه این کابوس ها و خواب های بی انتها تموم بشه شاید این خوابایی که می بینه یک نشانه باشه برای آیندش؛آیا ارزش داره که خواب هاشو جدی بگیره؟یا اینکه سرسری ازش عبور کنه؟ با ترس و بی اعتماد قدم برداشت،نمیدونست هدفش چیه و کجاست ! فقط میدونست باید بره دنبالش … تنها چراغی که روبروش بود و کمکش میکرد چشمای به رنگ شب،که تو اون تاریکی برق میزد و این باعث میشد نتونه مستقیم بهش نگاه کنه یه قدم دیگه باهاش فاصله داشت،فقط یه قدم دیگه برای لمسش نیاز داشت …
صفحه 1 از 58123...10...اخرین
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
escort bayan istanbul escort fake taxi maltepe escort alanya escort kartal escort manavgat escort
کانال عکس پروفایل