از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟

      از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟ دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را… گفتند : عشقت کیست؟ گفت:عشقی ندارم! خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟ گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ، وعدهسرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ، میپرستمش ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم… گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی کرد ، اگربی وفابود ، اگر ترکت کرد چه…؟ اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود که من “دیوانه” نمیشدم…

بـرای تـو زندگی می کنم

بـــــــرای تـــو زندگی می کنم، به عشق تو زنده هستم، اگر نباشی دیگر نیستم

تویی که بودنت به من همه چیز می دهد، هر جا بروی دلم به دنبال تو می رود…

عشق تو، حضور تو، به من نفس می دهد هوای بودنت…

این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم…

نه به انتظار شکستم، نه منتظر کسی دیگری هستم

تو در قلبمی و تنها نیستی، تو مال منی و همه زندگی ام هستی…

همین که احساس کنم تو را دارم ، قلبم تند تند می تپد…

به عشق تو میگذرد روزهای زندگی ام…

به عشق تو می تابد خورشید زندگی ام

به عشق تو آن پرنده میخواند آواز زندگی ام

و.. این است آغاز زندگی ام ، گذشته ها گذشته ، با تو آغاز کردم و با تو می میرم…

به هوای تو آمدن در این هوای‌ عاشقانه چه دلنشین است ،

به هوای تو دلتنگ شدن و اشک ریختن کار همیشگی من است…

بودنم به عشق بودن تو است،

اگر اینجا نشسته ام به عشق این انتظار است..

عشق خــــوبــــم…

در انتظار توام ، تا فردا ، تا هر زمان که بخواهی چشم به راه آمدن توام

خسته نمی شود چشمهایم از این انتظار ، می مانم و می مانم از این خزان تا پایان بهار

تا تو بیایی و تورا که به انتظارش نشستم را ببینم،

تا چشمهایت را ببینم و دنیای زیبایم را در آغوش بگیرم…

نمی توان از تو گذشت، به خدا نمی توان چشم بر روی چشمهایت بست ،

بگذار تو را ببینم ، تا آخرین لحظه ، تا آخرین حد نفسهایم….

عشـــق مــهـــــــربـونــــم

نمیگویم که مرا تنها نگذار ، تو در قلبمی و هیچگاه تنها نمی مانم ، نمی گویم همیشه بمان ،

تا زمانی که هستی من نیز می مانم ، اگر روزی بروی ، دنیا را زیر پا می گذارم ،

نمی گویم تنها تو در قلبمی، نیازی به گفتنش نیست آنگاه که تو همان قلبمی…

قلبی که تنها تپش هایش برای تو است،

زنده ماندن من به شرط تپش های این قلب نیست،بلکه….

به عشق بودن توست…

پس برای همیشه برای من بمون

دوســــــتت دارم بهتـــــــــــرینـــم…

من با تو زنده ام یا مرده ؟

ترشحات خوبی هایت

به سنگین ترین نقطه قلبم رسیده است

سبک تر شده ام حالا،مثل پروانه

استشهاد سلولهای بدنم گواهی میدهد

به بیکران شدن روحم در انزوای جسمت

من در ترانه های تو غرق شده ام

جنگ دست و پایم بی فایده است

وقتی روحم را از چنگم در اورده ای

من با تو زنده ام یا مرده ؟

به سلامتی دختر و پسری که …

سلامتی پسری که یه روز عاشق شد. . . سلامتی دختری که یه روزعاشق شد. . . سلامتی پسری که اندازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد. . . سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت. . . سلامتی عشق پاکشون. . .

قانون نانوشته زندگی . . .

وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم !

وقتی کسی از صمیم قلبش صادقانه دوستمان دارد...

در برابرش مسئولیم...

در برابر اشکهایش؛

شکستن غرورش ،

لحظه های شکستنش در تنهایی

و لحظه های بی قراریش...

و اگر یادمان برود!

در جایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد ...

و این بار ما خود فراموش خواهیم شد...

و این قانون نانوشته ی زندگیست...!!!!!

بعضی از . . .

بَـعـضـــے از نـِگــــاهـــ هــا

صـــבاے قــَــشـَـنــگــــــے בارَنـــב ...

بـَعـضــــــے هــا را هـَــر چـِـقـــבر هَــمـــ کــِــهــ بــِخــواهـــــے

تــَمــامـــ نـِـمــــے شــونـב...

سکـــــوتــِشــا טּ خــالـــــے مــــے کنــــــב בل آבمــــ را ...

و عـَـطـــر بــوســــه هــایــِشــــاטּ

مـَـســتـــ مــــے کــنـــَـב آבمـــ را ...

/ایــטּ بـَعــضـــــــے هــا/ یـَعــنــــــے تـــ♥ـــو

صفحه 44 از 44اولین...10...424344
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل