داستان عبرت آموز و غمگین فضای مجازی !

یه روز تو پارک نشسته بودم داشتم تو گوشی لاینمو چک میکردم یه پسر 5 ، 6 ساله امد گفت داداش یه ادامس میخری ؟ گفتم : همرام پول کمه ولی میخوای بشین کنارم الان دوستم میاد میخرم

داستان عاشقانه دختر نابینا

 از بد روزگار پسری عاشق دخترکی نابینایی می شود که او را با وجود معلولیتش دوست داره .
دخترک همیشه به پسر می گفت اگه من بینا بودم می فهمیدی که چقدر تو را دوست دارم .
صفحه 1 از 11
عضو کانال تلگرام رمان98 شوید
کانال عکس پروفایل