بایگانی برچسب ها: داستان غمگین

منم زمانی عشقش بودم…

منم زمانی عشقش بودم…

با سلام امروز داستان بسیار زیبایی و مفهومی رو براتون اماده کردم امید وارم لذت ببرید         دارم راه میرم… یهو یه صدایی میاد… _ داداش یه عکس از مامیگیری؟ _ منم میگم چرا که نه؟ دوربینو حاضر میکنم که چشمام میخوره به تو… کاره دنیارو ببین،من باید از تو وو کسی که تورو ازم دزدیده عکس بگیرم… سعی میکنم به روی خودم نیارم اما،جالب اینجاست،تو حتی منو نمیشناسی… من همونم، فقط موهامو بلند تر شده مثل ...

ادامه مطلب

داستان غمگین و عبرت آموز رفاقت

داستان غمگین و عبرت آموز رفاقت

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود. ادامه مطلب

ادامه مطلب