بایگانی برچسب ها: داستان عاشقانه جدید

داستان نامردی…

داستان نامردی…

امروز وقت داری بیای خونمون؟؟ دختره:مامانم نمیزاره با چه بهونه ای بیام؟؟ پسر:بگو میخوام برم استخر… دختر اومد خونه ی دوست پسرش پسر:تو که اومدی استخر باید موهات خیس باشه برو تو حموم موهاتو خیس کن…. وقتی دختر میره حموم پسر یکی یکی به دوستاش زنگ میزنه…پسره و دوستاش یکی یکی میرن تو حمومو به دختر… آخری رفت تو حموم 1ساعت 2ساعت دیدن خیلی دیر کرده,رفتن تو حموم دیدن دختر و پسر باهم رگ دستاشونو زدن و گوشه ی حموم افتادن و روی ...

ادامه مطلب

داستان عاشقانه خداحافظ…

داستان عاشقانه خداحافظ…

دخترک توی هوای سرد و زیر هوای ابری منتطر ایستاده بود انقدر عجله کرده بود که یادش رفت پالتویش را بردارد از سرما میلرزید گاهی دستانش را جلوی دهانش میاورد تا گرم شوند نیم ساعتی میشد که ایستاده بود بالاخره اومد مثل همیشه نبود رنگش پریده بود و صورتش آشفته بود آرام قدم بر میداشت دخترک دوان دوان خودش را به او رساند سلام کرد اما پسر در جواب سلام خداحافطی کرد دخترک ماتش برده بود پسر گفت: امروز آخرین ملاقاتمونه من دارم میرم دختر نگران پرسید: چی ش...

ادامه مطلب